محمود نجم آبادى

309

تاريخ طب در ايران ( فارسى )

فيليپ مىخواست جرعه‌اى براى اعاده سلامتى اسكندر بدهد ، به اسكندر خبر دادند كه پادشاه ايران ( داريوش ) طبيب مزبور را براى مسموم كردن اسكندر تطميع كرده است . اسكندر چون اعتماد به طبيب داشت ، موقعى كه جرعه دارو را سرمىكشيد ، نامه را بدست فيليپ داد ، طبيب نامه را خواند و به اسكندر گفت ، در صورت اجراء دستور سالم خواهد گشت . ( شكل 134 ) مدال اسكندر ( از كتاب تاريخ ايرانس سرپرستى سايكس ) اسكندر با بسيارى از اطباء يونانى و مصرى و كلده‌اى كه در ارتش وى خدمت مىكردند ، آشنائى و توجه داشته ، برعكس به احوال اطباء ايرانى كاملا آشنائى نداشته است . معروف است كه اسكندر پس از تصرف شهر ميلاد به " قنوج " ( بلوچستان كنونى ) لشكر كشيد ، در اين رزم به دستور دانشمندان ايرانى و رومى و مصرى از نفت استفاده كرد و پيلان جنگى پادشاه قنوج ( فور ) از ميدان دررفتند و در جنگ تن‌به‌تن قور كشته شد . همچنين درباره ساختمان سد ياجوج و ماجوج توسط اسكندر آن‌طور كه در شاهنامه